استراتژی دفاع در وکالت
در امور كيفري دفاع هميشه به معني نفي كلي اتهام نيست، همه مردم بر اساس اصل ۳۵ قانون اساسي حق دفاع دارند. كسي كه با اصل ۳۵ قانون اساسي مخالفت كند يعني با احكام الهي مخالفت كرده است زيرا قانون مبتني بر فقه و فقه مبتني بر احكام الهي است.
وكيل از متهم به ارتكاب جرم دفاع ميكند نه از جرم، استراتژي در يك ارتش، اصول كلي است كه ارتش بر مبناي آن ميجنگد و تاكتيك روشهاي جزئيتري است كه در هر عمليات خاص به كار ميرود. در وكالت و دعاوي كه كاملا قابل تشبيه به يك جنگ است بايد دو استراتژي كلان و خرد تعريف شود.
استراتژي كلان براي هر وكيل در چند سال اول وكالت او شكل ميگيرد و او تصميم ميگيرد چه دعاوي را قبول كند، چه موكلاني را بپذيرد، سطح مالي دعاوي چقدر باشد و رفتار او با مردم و كانون متبوعش به چه نحوي باشد. استراتژي خرد به اين معني است كه وكيل در هر دعواي خاص فكر ميكند كه از چه طريقي مثلا كيفري يا مدني اقدام كند، عنوان دعوا چه باشد و ...
تاكتيك، تدابيري است كه در هر دعواي خاص بايد اتخاذ كنيد. همچنانكه در تاكتيكهاي ارتش مرسوم است در وكالت نيز بايد بر اساس اطلاعات پايهريزي شود. امكانات و وسايلي در اختيار داشته باشيد و پيشبيني وضعيت و توجه به جزئيات نيز در اين زمينه حائز اهميت است. به همان اندازه كه استراتژي بايد ثابت باشد، تاكتيك بايد متحول باشد. در مورد تاكتيك بايد بر اساس آنچه پيش ميآيد تغيير موضع دهيد.
ابزار كار دفاع، الفاظ هستند و وكيل بايد به دستور زبان فارسي و ادبيات مسلط باشد، ذخيره لغات فعال داشته باشد، منطق، اصول و قواعد فقه را به صورت جدي مطالعه كند، در عين حال استفاده از كلمات عربي به نحو مصنوعي ميتواند حالت بدتري ايجاد كند و بايد از آن پرهيز شود. وكلايي كه ميخواهند در امور كيفري فعاليت كنند اضافه بر اين موارد، بايد با پزشكي قانوني، روانشناسي و روانپزشكي كشوري، سمشناسي، اسلحهشناسي و D.N.A آشنايي داشته باشد.
بر اهميت شناسايي مراجع قضايي، اركان دفتر دادگاه، رييس مجتمع قضايي، محل مجتمع، ويژگيهاي اتاق محل رسيدگي و پروندهخواني از سوي وكيل تاكيد می شود.
مرحله بعد از شناسايي را آمادگي عنوان كرد و افزود: در مرحله آمادگي بايد آنچه را كه نياز داريد گردآوري كنيد و به بررسي قوانين مربوطه، قوانيني كه ممكن است نامربوط باشد، بررسي سوابق قضايي، بررسي روش و نظر غالب دادگاهها، نظريات مشورتي اداره حقوقي قوه قضائيه، بررسي جنبههاي فقهي قضيه و بررسي جنبههاي تكنيكي كار به خصوص در امور كيفري پرداخته شود.
درباره تاكتيك دفاع در دعاوي مدني خاطرنشان می شود: موقعي كه خواهان پرونده هستيد، دادخواست بايد مشتمل بر بيان سمت، بيان وضعيت موكل در پرونده، بيان موقعيت و وضعيت طرف دعوا، شرح ماوقع و بيان آنچه كه از دادگاه ميخواهيم با ذكر استناد آن باشد. اگر در مورد تعداد خواندگان ترديد داريد هميشه اصل را بر اين بگذاريد كه اكثر آنها را طرف دعوا قرار دهيد.
درباره حضور يا عدم حضور موكل در دادگاه نيز باید یادآور شود: در دادگاه كيفري موكل قاعدتا حاضر است اما در مورد دعاوي مدني اگر احتمال وقوع سازش وجود دارد موكل بايد بيايد ولي اگر اين احتمال وجود ندارد لزومي به آمدن موكل نيست. هيچ سازشي را بدون وجود موكل و امضاي شخصي او انجام ندهيد.
وكلا از نظر انتظامي حق ندارند دادخواست ناقص بدهند. يكي از موارد تخلف وكلا اين است كه دادخواست را از نظر تمبر ناقص بدهند اما از بابت احتياط ممكن است تمبر كمتري استفاده كنند.
درباره تاكتيك دفاع در زماني كه وكيل در موضع دفاع است نه حمله، همه مراحل شناسايي كه ذكر شد بايد در اين وضعيت نيز رعايت شود اما در اين وضعيت يك امتياز داريد و آن اين است كه ميدانيد بايد راجع به چه چيزي پاسخگو باشيد.
درباره اينكه آيا وكيل بايد از قبل لايحه تهيه كند يا خير؟ باید گفت: در امور كيفري بايد از مجموعه آنچه از پرونده دستگيرتان ميشود گزارشي براي خودتان داشته باشيد اما لايحه را در دعاوي حقوقي بنويسيد زيرا در دعاوي حقوقي اتفاق غيرمترقبهاي رخ نخواهد داد.
مرتكب اين اشتباه مرگبار نشويد كه براي اينكه خيالتان راحت باشد لايحه را چند روز قبل در دادگاه ثبت كنيد. اين كاري عجيب و غلط است.
اول وقت در جلسه حاضر شويد، راس ساعت حضورتان را با ذكر سمت و اسم اعلام كنيد به نحوي كه رياست دادگاه و مجري متوجه شوند، در ورود به دادگاه و خروج از آن وكيل طرفتان را مقدم بداريد. در صورتي كه رئيس دادگاه در ضمن رسيدگي گفتههاي شما را به صورت خلاصه يادداشت ميكند حتما قبل از امضا آن را بخوانيد.
در مكالمات در دادگاه با هر كسي كه باشد نهايت ادب را رعايت كنيد. نحوه سخن گفتن شما هيچ ارتباطي به وضع قاضي و دادگاه ندارد.
در ادامه در خصوص مقدمه دفاع، متن اصلي دفاع، آخرين دفاع متهم و ... باید پرداخت و اشاره کرد: در امور كيفري اگر موكل اقرار كرده و شما ميخواهيد بر اقرار او خدشه وارد كنيد از شما دليل ميخواهند. اگر شما دليلي را كه موكل گفته بيان ميكنيد حتما بايد صورتجلسه اظهارات موكل را داشته باشيد. همچنين در شهادت شهود و مطلعان بايد بر رعايت مقدمات شهادت اصرار بورزيد. شهود بايد در جلسه حضور نداشته باشند و جايي بيرون دادگاه تحت نظر باشند، تك تك داخل بيايند و تا پايان شهادت هيچكدام خارج نشوند.
گاهي حالتي پيش ميآيد كه پرسشهاي ما از شهود از طريق رئيس دادگاه است و گاهي به ما اين فرصت داده ميشود كه خودمان از شاهد سوال كنيم. شاهد ممكن است گاهي چيزهاي بدي بگويد. به عنوان يك وكيل نبايد با شاهد وارد محاجه شويد چون شان شما نيست. و ...